تجربه ی من

بیا از "نیکی‌ فیروزکوهی"

دلواپسِ غربتِ من نباش   در این دیار   پنجره ها   عادتِ دیرینه‌‌ای دارند   به باران   و باران به خیسی خیابان   و خیابان‌ها به آدم‌هایِ تنها   آدم‌هایی‌ که در تاریکی‌ شب می‌‌دوند   تا زودتر به خانه‌های سردشان برسند   آدم‌هایی‌ که دردِ بیکسی خود رافراموش می‌‌کنند   و به عزیزشان می‌‌نویسند   دلواپسِ غربتِ من نباش   اینجا بعد از تو   پنجره   و باران   نزدیکترین‌ها هستند به من   و خیابان   خیابان ... هنوز هم راهیِ است برایرسیدن بیا...     نیکی‌ فیروزکوهی ...
2 اسفند 1391

قطعه ای از کتاب "تربیت اروپایی" / رومن گاری

...اشکراه خیال را نمی بندد ، بلکه به آن میدان می دهد...!   - معلوماست تو دیگر مرا دوست نداری.   - چطور می‌توانی این حرف را بزنی؟ چرا؟   - چون که غصه می‌خوری. وقتی کسی را دوست داشته باشی،هرگز غمگین نمی‌شوی...!         برگرفته از کتاب "تربیت اروپایی"/ رومن گاری / مترجم: مهدی غبرائی ...
1 اسفند 1391

آغوش تو از "عباس معروفی"

خنده‌های تو  کودکی‌ام را به من می‌بخشد  و آغوش تو، آرامشی بهشتی  و دست‌های تو، اعتمادی که به انسان دارم  چقدر از نداشتنت می‌ترسم   عباس معروفی ...
1 اسفند 1391

قطعه ای از کتاب غرور و تعصب اثر "جین استین"

...ممکناست بدون قصد بدخواهی برای دیگران بدی کرد و میتوان از روی سهو و خطا سبب بدبختی دیگرانشد. بی فکری، عدم توجه به احساس دیگران و عدم تصمیم باعث چنین کارهایی میشود...!       غرور و تعصب / جین اوستین / مترجم: رضا رضایی ...
30 بهمن 1391

آدمها از "شیمبورسکا"

قهر نکن عزیزم!   همیشه که عشق   پشت پنجره هامان سوت نمی زند   گاهی هم باد   شکوفه های آلوچه را می لرزاند   دنیا همیشه قشنگ نیست   پاشو عزیزم!   برایت یک سبد ،گل نرگس آورده ام   با قصه ی آدمها روی پل   آدم ها روی پل راه می روند   آدم ها روی پل می ترسند   آدمها   روی پل   می میرند. شیمبورسکا ...
30 بهمن 1391

شمس لنگرودی / ملاح خیابان ها

بی آن که بوی تو مستم کند   تا ده می شمارم   انگشتانم گرد کمرگاه مدادم تابمی خورند و ترانه ای متولد می شود   که زاده ی دست های توست- شاعرم   به از تو سرودن معتادم. / شمس لنگرودی. ملاح خیابان ها / ...
29 بهمن 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد