تجربه ی من

از "بهروز یاسمی"

گرچه از فاصلهماه به من دورتری ولی انگار همینجاو همین دور و بری   ماه می تابد وانگار تويی می خندی باد می آيد و انگارتويی می گذری بهروز یاسمی ...
24 دی 1391

از "کامران رسول‌ زاده"

نیستی که بریزمت روی عمیق‌ترین زخمم نیستی  که نمیرم ، نیستی ... از این‌همه زخم‌های خالی نه ، از این‌همه که نیستی ، مُردم کامران رسول‌ زاده ...
23 دی 1391

جاده های زمستان / نزار قبانی

وقتی که پشت فرمان نشسته ام و سرترا روی شانه هایم می گذاری ستارگاناز مدارشان می گریزند و آرامفرود می آیند تا برشیشه سرسره بازی کنند و ماه   فرود می آید تا بر شانه ات بنشیند دراینهنگام حرف زدن زیباست وسکوت هم. حتی گمشدن درجاده های زمستان و راههای پرت بی تابلو همدلپذیرست ... ...
22 دی 1391

از "فروغ فرخزاد"

    گاهی باید دروغ را راست پنداشت و گاهی راست را دروغ ! بی فریب خوردن ،زندگی سخت است...   فروغ فرخزاد ...
21 دی 1391

از مجموعه شعر کلاغمرگی از "لیلا کردبچه"

در دستم،   شاخه گلیبه رنگ غروب   در دهانم،   " پنجاه و سه ترانه یعاشقانه"ی شمس   در دلم،   چیزی که پنهانکردنش کار هر کسی نیست   چگونه طبیعی باشم؟ با این بی قراریبی مهار   و این دهانعاشقانه ی بی قرار،   که اگر دهانمرا ببندم   از چشم هایمسرریز می کند. پنجاه و سه ترانهی عاشقانه" - شعری از لیلا کردبچه   از مجموعهشعر کلاغمرگی ...
21 دی 1391

حجله خیس از "یغما گلرویی"

اگر شبی فانوس نفس‌های من خاموش شد ، اگر به حجله آشنایی ، در حوالی خیابان خاطره برخوردی عده‌ای به تو گفتند ، کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد ! تو حرف‌شان را باور نکن ! تمام این سال‌ها کنار من بودی ! کنار دل‌تنگی دفاترم ! در گلدان چینی اتاقم ! در دلم … تو با من نبودی و من با تو بودم ! مگر نه که با هم‌بودن ، همین علاقه ساده سرودن فاصله است ؟ من هم هرشب ، شعرهای نوسروده باران و بوسه را برای تو خواندم ! هرشب، شب‌بخیری به تو گفتم و جواب تو را ، از آن‌سوی سکوت خواب‌هایم شنیدم ! تازه همین عکس طاقچه نشین تو ، هم‌صحبت تمام دقایق تنهایی من بود ! فرقی نداشت که فاصله دست‌ه...
19 دی 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد