نام تو از "عمران صلاحی"

نامت را بر زبان می آورم
دریا بر من گسترده تر می شود
دریایی که ادامه ی گیسوان توست
کلامت را سرمه چشم می کنم
آفتاب و ماه و ستارگان را
در آب ها می بینم
می خوانمت
موجی بلند به ساحل می دود و دست می گشاید
صدفی پلک می زند
و تو در گیسوانت می تابی ...
عمران صلاحی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نام تو از "عمران صلاحی"
