تجربه ی من

بین الطلوعین از "سید علی صالحی "

1391/7/25 19:47
نویسنده : فرگل
32 بازدید
اشتراک گذاری


 

ماَوای ما گلبرگکوچکی ست، بازمانده از باغی دور

 

با هزار زمستاندیوانه اش در پی

 

و سهم ستاره ازآفتاب، تنها تبسم پنهانی ست

 

که در انعکاس تکلمشب جاری ست.

 

خدایا از آن پرندهی کوچک سبز اگر خبر داری،

 

بهار امسال راپراز سلام و ترانه کن .

 

راستی مگر اینفصول فریب، از تفاءل فروتنانه ی زیتون چه بد دیده اند

 

چنین که در قیلولهی قحط سال پوسیده می شوند؟

 

بیا برای آرامشدریا، دل از دعای ماه نگیریم

 

ماوای ستاره اگرشب است، شب،

 

تمام شب را کنارکرسی و حکایت، سحر کنیم.

 

ماوای مومن عشق،همان اضطراب مداوم رفتن است

 

نه با کوله باریاز آواز شبنم و چراغ، که اندک اشارتی از آفتاب،

 

بر آفاق آسمانشبس،


تا ترانه از درختببارد و

 

عشق از سرانگشتآدمی

 

 

سید علی صالحی


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد