تجربه ی من

از كلارا خانس / ترجمه احمد شاملو

1391/9/19 21:56
نویسنده : فرگل
40 بازدید
اشتراک گذاری


بوسه می‌زنم بر زمینی که پاهایت بر آن قدم برداشت

بر رد پاهای تو

که تنها من می‌شناسم،

لیلای شیرین.

وقتی فریاد می‌زنند که «آن دیوانه را باش!»

من نیز فریاد می‌کشم و چون نیزه‌داری

غرشم از سپیده برمی‌گذرد

از همه‌ی راه‌ها تا دستهای تو.

که بازتاب سایه‌ها

نگذاشت سینه‌ام به خواب رود

و دراز کشیدم

در انتظار لب‌های شیری ی تاریکی ...



پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد