از "جورف برادسکی"

اگر در حال غرقشدنبودی،
برای نجات تو میآمدم ،
در پتویم میپیچیدمات
و چای داغی برایتمیریختم .
اگر داروغه بودم،
دستگیرت می کردم
و ترا در سلولی به غل و زنجیر میکشیدم .
اگر پرنده بودی ،
صدایت را ضبط میکردم
تا تمام شب به چهچهی بلند تو گوش کنم .
اگر گروهبان بودم
تو سربازم میشدی،
و جوان،
مطمئنام که مشقنظامی را دوست میداشتی .
اگر چینی بودی ،
زبانها را میآموختم،
عودهای زیادی روشن میکردم ،
لباسهای مسخرهمیپوشیدم .
اگر آینه بودی،
خانمها را حملهورمیکردم
ماتیک سرخم را به تو میدادم و بینیات را پودر میزدم .
اگر عاشق آتشفشان بودی ،
گدازه میشدم
بیامان از سرچشمهی پنهانم
سرریز میشدم .
اگر همسرم بودی،
معشوقهات میشدم
چرا که کلیسا
سخت مخالف طلاقاست .
جورف برادسکی
برگردان: مودب میرعلایی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

از "جورف برادسکی"
