تجربه ی من

از "جورف برادسکی"

1391/10/3 16:51
نویسنده : فرگل
31 بازدید
اشتراک گذاری


 

 

اگر در حال غرق‌شدنبودی،

 برای نجات تو می‌آمدم ،

 در پتویم می‌پیچیدم‌ات

و چای داغی برایتمی‌ریختم .

 اگر داروغه بودم،

دستگیرت می کردم

 و ترا در سلولی به غل و زنجیر می‌کشیدم .

 اگر پرنده بودی ،

صدایت را ضبط می‌کردم

 تا تمام شب به چهچه‌ی بلند تو گوش کنم .

 اگر گروهبان بودم

تو سربازم می‌شدی،

 و جوان،

مطمئن‌ام که مشقنظامی را دوست می‌داشتی .

 اگر چینی بودی ،

زبان‌ها را می‌آموختم،

 عودهای زیادی روشن می‌کردم ،

لباس‌های مسخرهمی‌پوشیدم .

 اگر آینه بودی،

خانم‌ها را حمله‌ورمی‌کردم

 ماتیک سرخم را به تو می‌دادم و بینی‌ات را پودر می‌زدم .

 اگر عاشق آتشفشان بودی ،

گدازه می‌شدم

 بی‌امان از سرچشمه‌ی پنهانم

سرریز می‌شدم .

 اگر همسرم بودی،

معشوقه‌ات می‌شدم

 چرا که کلیسا

سخت مخالف طلاقاست .



جورف برادسکی

 برگردان: مودب میرعلایی


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد