تجربه ی من

نشانی خانه‌ات کجاست؟ از "سید علی صالحی"‎

1391/10/18 16:15
نویسنده : فرگل
33 بازدید
اشتراک گذاری

 

اين صبح، اين نسيم،اين سفره‌ی مُهيا شده‌ی سبز،

 اين من واين تو، همه شاهدند

که چگونه دست ودل به هم گره خوردند... يکی شدند و يگانه

 تو از آنسو آمدی و او از سوی ما آمد،

 آمدی و آمديم


 اول فقط يکدلْ‌ دل بود، يک هوای نشستن و گفتن

 يک بوی دلتنگو سرشار از خواستن،

يک هنوز باهمِ ساده

 رفتيم و نشستيم،

 خوانديم وگريستيم

 

بعد يکصدا شديم،هم ‌آواز و هم ‌بُغض و هم‌ گريه

همنَفس برای بازتا هميشه با هم بودن

 برای يک قدم‌زدن رفيقانه، برای يک سلام نگفته

برای يک خلوتِدل‌ْ‌خاص، برای يک دلِ سير گريه کردن...

برای همسفر هميشه‌یعشق... باران!

 

باری، ای عشق،

 اکنون و اينجا،

 هوای هميشه‌اترا نمی‌خواهم

نشانی خانه‌اتکجاست؟



سید علی صالحی‎



پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد