بیا! از "سید علی صالحی"

من از عطرِ آهستهیهوا میفهمم
تو باید تازهگیها
از اینجا گذشتهباشی.
گفتوگویِ مخفیماه وُ
پردهپوشیِ آبهم
همین را میگویند.
دیگر نیازی بهدعای دریا نیست
گلدانها را آبدادهام
ظرفها را شستهام
خانه را رُفت ورو کردهام
دنیا خیلی خوباست،
بیا!
علامتِ خانهبودنِمن
همین پنجرهی روبه جنوبِ آفتاب است،
تا تو نیایی
پرده را نخواهمکشید
"سید علی صالحی"
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

بیا! از "سید علی صالحی"
