تجربه ی من

یک شبِ پر رویا از "نیکی‌ فیروزکوهی"

1391/12/5 19:24
نویسنده : فرگل
105 بازدید
اشتراک گذاری


به رهایی فکر می‌‌کنم

 پشتِ هر دیوارِ این شهر

 کسی‌ کمین کرده

 در فکرِ هجوم

 کسی‌ که می‌خواهد حلقومم را بفشارد

 و اقرار بگیرد

 که زندگی‌ بدونِ رویا

 زندانی ‌ست بی‌ پنجره

 راهی‌ ‌ست بی‌ بازگشت

 بازگشتی ‌ست به هیچ

 و هیچ

 و دوباره هیچ

 به رهایی فکر می‌‌کنم

 به پرواز

 به کسی‌ که دو لولش را روی شقیقه‌امبگذرد

 و بگوید التماس کن

 برای زندگی‌ِ دوباره

 برای عشق

 برایِ بهار

 برایِ مهتاب

 التماس کن برایِ یک شبِ پر رویا

 و من التماس کنم

 رهایم کن

 رهایم کن

 رهایم کن


نیکی‌ فیروزکوهی


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد