از "جمال ثریا "

هوایَ م داشت
رفته رفته
خراب تر می شد
و اشــــک،
در چَشمانَم
بیشتر ُبیشتر
به گُمانم
شباهنگام
چیزی شبیه به تو
درونم
شروع به باریدن کرده بود...!
جمال ثریا / مترجم: سیامک تقیزاده
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

از "جمال ثریا "
