تجربه ی من

از "بیژن نجدی"

1392/2/22 16:13
نویسنده : فرگل
57 بازدید
اشتراک گذاری



ساعت

کدام ساعت شنی بهار را زاييد؟

کدام فصل پيرهنی دارد گرم‌تر از تابستانی

که من عاشق دختر همسايه‌ام بودم؟

همان سال چه گريه‌هايی ريخت از تن پاييز

و چه ارقام خسته‌ای افتاد از صفحه‌ی غروب ساعت ديواری؟

انگار زمستان بود که عقربه‌های همان ساعت لغزيدند تا کنار همافتادند

درست در جای خالی شش و نيم

و حالا من پير شده‌ام

همچنان که دختر همسايه بی هيچ خاطره از شش و نيم

 

 

"بیژننجدی"


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد