تجربه ی من

در من یک کودک جسور از تهِ تاریکی‌ خیز بر می‌دارد از "نیکی فیروزکوهی"

1391/6/29 22:16
نویسنده : فرگل
44 بازدید
اشتراک گذاری


در من کودکی هست

 

ایستاده بر بامِخانه

 

با دست‌هایِ باز

 

با میل وحشیانه  به پرواز

 

در من کودکی هست

 

نشسته بر لب حوضی‌قدیمی‌

 

زیرِ پلک‌هایشموجی از

 

ماهی‌ و دریا وساحلی حقیقی‌

 

در من یک کودکجسور

 

از تهِ تاریکی‌خیز بر می‌دارد

 

در آغوش می‌گیرد

 

کسی‌ را که ازتنهایی ترس دارد

 

کسی‌ را که اندوهِچشم‌هایش را

 

هیچ کس دیگر ندارد

 

کودکی که هر شبوقتِ خواب می‌پرسد

 

گنبدِ به این کبودی

 

چرا من بودم وتو نبودی ؟

 

 

نیکی‌ فیروزکوهی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد