رقص از "نزار قبانی"

میگویدم … هنگامی که به رقص برمیخیزاندم
کلمههایی که شبیه دیگر کلمهها نیست
زیرِ بازوانم را میگیرد
و بر ابری مینشانَدم
بارانی سیاه ازچشمانم
نمنم میبارد
مرا با خود میبرد… میبرد
به بعد از ظهری که ایوانش عطرآگین است
نزار قبانی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

رقص از "نزار قبانی"
