تجربه ی من

"چشم هایت" از "نزار قبانی"

چشم هایت ،کارناوالآتش بازیست که یکروز در سال را   به تماشایش می نشینم و باقیروزهایم را صرفخاموش کردن شعله هایی می کنم که درپیراهنم و زیر پوستم شعله می کشند. ...
29 فروردين 1392

نگاه کن از "فروغ فرخ زاد"

 نگاه کن که غم درون ديده ام  چگونهقطره قطره آب مي شود  چگونه سايهء سياه سرکشم  اسير دست آفتاب مي شود  نگاه کن  تمام هستيم خراب مي شود  شراره اي مرا به کام مي کشد  مرا به اوج مي برد  مرا به دام مي کشد  نگاه کن  تمام آسمان من  پر از شهاب مي شود    تو آمدي ز دورها و دورها  ز سرزمين عطرها و نورها  نشانده اي مرا کنون به زورقي  ز عاجها، ز ابرها، بلورها  مرا ببر اميد دلنواز من  ببر به شهر شعرها و شورها    به راه پرستاره مي کشاني ام  فراتر از ستاره مي نشاني ام  نگاه کن  من از ستاره سوختم  لبالب از ستارگان تب شدم  چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل  ...
28 فروردين 1392

سنجاق سر از "الهام اسلامی"

    سنجاق سرم از عشق چیزی نمی فهمد      فقط همین را می داند      چگونه              وقتی تو می آیی                                    زیباترم کند          "الهاماسلامی" ...
27 فروردين 1392

از "مژگان عباسلو"

  باران مرا خیس می‌کند   توفان می‌ترساند   و پاییز افسرده می‌سازد تو اما ...          چیزی از من باقی نمی‌گذاری       مژگان عباسلو ...
26 فروردين 1392

از "سید علی صالحی"

درست است که من هميشه از نگاه نادرست و طعنه‌ی تاريک ترسيده‌ام درست است که زيرِ بوته‌ی باد سر بر خشتِ خالی نهاده‌ام درست است که طاقت تشنه‌گی در من نيست اما با اين همه گمان مبر که در برودت اين بادها خواهم بُريد!  ...
25 فروردين 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد