تجربه ی من

صبح از "مریم ملک‌دار"

صبح، نه از طلوع آفتاب نه از آواز گنجشک‌ها نه از روشنایی شهر و نه از صدای ِ نماز پدر صبح، از «صبح ‌به خیر» تو شروع می‌شود و با لبخندت ادامه می‌یابد . نباشی، شبی سراسیمه‌ام که در انتظار صبح پرپر می‌زند ... ...
9 اسفند 1391

روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد از "نیکی‌ فیروزکوهی"

همیشه آخرین سطربرایش می‌‌نوشتم " روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد " می‌ نوشتم " روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم ، که هنوز دوستم داشته باشی‌" می‌ نوشتم در نبودنت به تمامذرات زندگی‌ کافر شده ام جز ایمانِ به بازگشتِتو امروز برایِ شمامی‌‌نویسم یقینا آمده است ولی‌ روزی که مناز هراسِ دیوار ها خانه را که نه خودم را ترک کردهبودم     نیکی‌ فیروزکوهی ...
9 اسفند 1391

خسته تر از پروانه از "بهمن قره داغی"

خسته تر از پروانه سالهاست گرد رویاهای سرخ باغچه خویش پر می زنم و هنوز غربت تلخ همیشه را، مزه می کنم...   من خسته ام... و هیچ حاجتی به تایید هیچ پروانه ای نیست... کافی است دکمه پیراهن پریروزم را باز کنی تا پاره پاره های عریان عمر هزار پروانه را، به سوگ بنشینی...   من خیس خستگی ام... بیا شانه هایت را بالش خیل خستگی هایم کن... شاید شبی... زخم هایم را زمین بگذارم...!     "بهمنقره داغی" ...
8 اسفند 1391

آن اتفاق قشنگ از "سید علی صالحی"

آرزو كن كه آن اتفاق قشنگ بيفتد  رويا ببارد      دختران برقصند                  قند باشد                        بوسه باشد  خدابخندد به خاطر ما                ما كه كارى نكرده ايم!   سید علی صالحی ...
8 اسفند 1391

حسادت از "نزار قبانی"

همه‌ی آنهایی که مرا می‌شناسند                 می‌دانند چه آدم حسودی هستم ؛ و همه‌ی آنهایی که تو را می‌شناسند ...         لعنت به همه آنهایی که تو را می‌شناسند ! نزار قبانی ...
8 اسفند 1391

از "صنم غزالی"

مرگ     تصویر بلندای درختی‌ست               که خواب تولد گنجشک‌ها را می‌بیند صنم غزالی ...
8 اسفند 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد