تجربه ی من

آیینه های رویا / نزار قبانی

وقتی به بچه های جهان یاد دادم اسمت را هجیکنند دهانشان به درخت توت  بدل شد تو ،عشق من ! وارد کتاب های درسی وجعبه های شیرینی شدی تو را در کلماتپیامبران پنهان کردم ودر شراب راهبان   و در دستمال های بدرقه وآیینه های رویا و چوب کشتی ... ...
29 آذر 1391

خاطرات، رویاها، اندیشه ها / کارل گوستاو یونگ

... وقتی انسانراه تفرد را دنبال می کند، وقتی زندگی خودش را زندگی می کند، باید خطاها راپبذیرد، زیرا زندگی بدون این اشتباهات کامل نمی شود و یا حتی برای یک لحظه تضمینینیست که گرفتار خطا نشویم. شاید بیندیشیم راه امنی نیز وجود دارد، اما آن راه، راهمرگ خواهد بود: آنگاه دیگر چیزی رخ نخواهد داد، یعنی لااقل چیزهای درست. آن کس کهراه مطمئن در پیش می گیرد با مرده فرقی ندارد...! خاطرات، رویاها، اندیشه ها / کارل گوستاو یونگ / مترجم:پروين فرامرزی ...
28 آذر 1391

قطعه ای از کتاب اَبَر ابله / ارلند لو

...گاهیوقت‌ها به ماهی‌های قرمز غبطه می‌خورم. ظاهرا دامنه‌ی حافظه‌شان فقط در حد چند ثانیهاست. محال است بتوانند سلسله‌ای از افکار را پی‌گیری کنند. آن‌ها همه‌چیز را برای اولینبار تجربه می‌کنند. هر بار. و مادامی که از نقص و معلولیتشان بی‌خبر هستند حتما زندگیبرایشان داستان بلند خوب و خوشی است. یک جشن. شور و هیجان از سحر تا غروب ...!   اَبَر ابله / ارلندلو / مترجم: شقایق قندهاری ...
28 آذر 1391

از "ناظم حکمت"

تنهایی چیزهای زیادی به انسان می آموزد، اما تو نرو ..   بگذار من نادان بمانم !   ناظم حکمت ...
27 آذر 1391

از "سعاد الصباح"

خوب می‌دانم که من اولین زن زندگی توام اما شیطانی که هر روز با ما قهوه می‌نوشد همواره مرا تشویق می‌کند تا از تو بپرسم دومی چه‌کسی است؟ سعاد الصباح ...
27 آذر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد