با تو از "ناظم حکمت"

چشمانم را می بندم
در تاریکی تو هستیبه پشت خوابیده ای
پیشانی و مچ هایت
مثلثی از طلا.
درون پلک های بسته ام ترانه ها
آنجا همه چیزی با تو می آغازد
با تو جان می گیرد
با تو می زید.
از ناظم حکمت
شاعر و نمایشنامه نویس نامدار ترکیه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

با تو از "ناظم حکمت"
