تجربه ی من

سرمستی از "ناظم حکمت"

1391/7/16 11:7
نویسنده : فرگل
42 بازدید
اشتراک گذاری

تو سرمستی ی منی

نه هشیارم

نه هشیار می توانم باشم

نه هشیاری می خواهم

سرم سنگین

زانوانم تا خورده

صورتم گل آلود

چون چراغی که

روشن

و

خاموش شود

افتان وخیزان می روم..
.


ناظم حکمت


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد