تجربه ی من

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد از "فروغ فرخ زاد"

1391/6/9 12:55
نویسنده : فرگل
63 بازدید
اشتراک گذاری



بهآفتاب سلامی دوباره خواهم داد

بهجویبار که در من جاری بود

 بهابرها که فکرهای طویلم بودند

 بهرشد دردناک سپیدارهای باغ که با من

 ازفصل های خشک گذر میکردند

 بهدسته های کلاغان

 کهعطر مزرعه های شبانه را

 برایمن به هدیه میآورند

 بهمادرم که در آینه زندگی میکرد

 وشکل پیری من بود

 وبه زمین ، که شهوت تکرار من ، درون ملتهبش را

 ازتخمه های سبز میانباشت - سلامی ، دوباره خواهم داد

 

 میآیم، میآیم ، میآیم

 باگیسویم : ادامهء بوهای زیر خاک

 باچشمهام : تجربه های غلیظ تاریکی

 بابوته ها که چیده ام از بیشه های آنسوی دیوار

 میآیم، میآیم ، میآیم

 وآستانه پر از عشق میشود

 ومن در آستانه به آنها که دوست میدارند

 ودختری که هنوز آنجا ،

 درآستانهء پر عشق ایستاده ، سلامی دوباره خواهم داد


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد