تجربه ی من

تندر از "احمد شاملو"

1391/6/8 15:9
نویسنده : فرگل
47 بازدید
اشتراک گذاری


در لحظه
به تو دست مي‌سايم و جهان را در مي‌يابم،
به تو مي‌انديشم
و زمان را لمس مي‌کنم
معلق و بي‌انتها
عُريان.


مي‌وزم، مي‌بارم، مي‌تابم.
آسمان‌ام
ستاره‌گان و زمين،
و گندم ِ عطرآگيني که دانه مي‌بندد
رقصان
در جان ِ سبز ِ خويش.


از تو عبور مي‌کنم
چنان که تُندری از شب. ــ

مي‌درخشم
و فرومي‌ريزم.

احمد شاملو ۱۹ مرداد ِ ۱۳۵۹

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد