تجربه ی من

عاشقت باشم میمیرم یا عاشقت نباشم از "عباس معروفی"

1391/6/24 1:26
نویسنده : فرگل
50 بازدید
اشتراک گذاری

عاشقت باشم می‌ميرم
يا عاشقت نباشم؟

نمی‌دانم کجا می‌بری مرا
همراهت می‌آيم
تا آخر راه
و هيچ نمی‌پرسم  از تو
هرگز.

عاشقم باشی می‌ميرم
يا عاشقم نباشی؟

اين که عاشقی نيست
اين ‌که شاعری نيست
واژه‌ها تهی شده‌اند
بانوی من!
به حساب من نگذار
و نگذار بی توتباه شوم!

 

 با توعاشقی کنم
يا زندگی؟

در بوی نارنجی پيرهنت
تاب می‌خورم
بی‌تاب می‌شوم
و دنبال دست‌هات می‌گردم
در جيب‌هام
می‌ترسم گمت کرده باشم درخيابان
به پشت سر وا می‌گردم
و از تنهايی خودم وحشت می‌کنم.

بی تو زندگی کنم
يا بميرم؟

نمی‌دانم تا کی دوستم داری
هرجا که باشد
باشد
هرجا تمام شد
اسمش را می‌گذارم
آخر خط من.
باشد؟


بی تو زندگی کنم
يا بگردم؟

 
همين که باشی
همين که نگاهت‌ کنم
مست می‌شوم
خودم را می‌آويزم به شانه‌ی تو.



باتو بميرم
يا بخندم؟



امشب اسبت را می‌دزدم
رام می‌شوم آرام
مبهوت عاشقی کردنت.


باتو
اول کجاست؟
با تو
آخر کجاست؟




ازنداشتنت می‌ترسم
از دلتنگيت
از تباهی خودم
همه‌اش می‌ترسم
وقتی نيستی تباه شوم.



بی تو
اول و آخرکجاست؟

واژه‌هارا نفرين می‌کنم
و آه می‌کشم
در آينه‌ی مه‌آلود
پر از تو می‌شوم


بی چتر.

من
بی تو
يعنی چی؟



غمگين که باشی
فرو می‌ريزم
مثل اشک.
نه مثل ديوارشهر
که هر کس چيزی بر آن
به يادگار نوشته است.


تو بيش‌تر منی
يا من تو؟

درآغوشت
ورد می‌خوانم زير لب
و خدا را صدا  می‌زنم.
آنقدر صدا می‌زنم که بگويی:

جان دلم!



عباس معروفی


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد