سه داستان عاشقانه نوشته "شمیم بهار"

«... یادِ نامه ی شب پیش است، نرسیده نفرستاده ننوشته، که نمیشود نوشت که کجا می شود فرستاد که چطور به دستت می رسد، و یاد توست، نشسته لبه ی تختخواب با چشمهای بسته با تنها یک انتظار- شب، هر شب، دیر از خانه درآیی، از خیابان خاکیت بیایی در خلوت خیابان ...».
سه داستان عاشقانه: گیو، شمیم بهار
دفتر سوم از کتاب هفتم، اردی بهشت و خرداد 1352، صفحه 18.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

سه داستان عاشقانه نوشته "شمیم بهار"
