تجربه ی من

سه داستان عاشقانه نوشته "شمیم بهار"

1391/7/8 16:30
نویسنده : فرگل
70 بازدید
اشتراک گذاری


«... یادِ نامه ی شب پیش است، نرسیده نفرستاده ننوشته، که نمیشود نوشت که کجا می شود فرستاد که چطور به دستت می رسد، و یاد توست، نشسته لبه ی تختخواب با چشمهای بسته با تنها یک انتظار- شب، هر شب، دیر از خانه درآیی، از خیابان خاکیت بیایی در خلوت خیابان ...».



سه داستان عاشقانه: گیو، شمیم بهار

دفتر سوم از کتاب هفتم، اردی بهشت و خرداد 1352، صفحه 18.


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد