تجربه ی من

چشمان آبی تو از "نزار قبانی"

در بندر آبی چشم ‌های تو در شب سنگ‌ ها سخن می‌گویند دردفتر چشم‌ های رازدار تو چه کسی هزاران ترانه نهفته دارد؟ در بندر آبی چشم ‌های تو شبیه کودکی بر صخره ‌ها می‌دوم بوی دریا را استشمام می‌کنم و خسته همچون گنجشکی باز می ‌گردم در بندر آبی چشم‌ های تو رویای دریا و دریاها را می ‌بینم و میلیون‌ ها ماه و مروارید و زنبق را صید می ‌کنم .... نزار قبانی ...
4 آبان 1391

برگرفته از كتاب"در بند كردن رنگين كمان" / غادة‌السمان

آ ه مرو! ميا نزديك مشو! دور منشين كوچ مكن! به من مپيوند مرا تباه مكن! مرا خميده مساز  ما بايد كه پرواز كنيم چون دو خط موازى با هم كه به هم نمى‌پيوندند كه نيز از يكديگر دور نمى‌شوند و عشق همين است!...   برگرفته ازكتاب"در بند كردن رنگين كمان" / غادة‌السمان ...
3 آبان 1391

دوستت دارم از خسرو نکونام

از کوی تو می گذرم از کنار پنجره ی تو از آنجا که خورشید همیشگی است مهتاب جاودانه وشب در پشت ُبرج های نور،در زنجیر آنجا که گرمایش گرمی عشق است با کنجکاوی درب خانه ی دلت را می کوبم شاید که برویم گشاده شود شاید که شبی دیگر میهمان تو باشم تو سکوت تنهایی مرا شکستی تو واژه ی دوستت دارم را دوباره در اشعار من گنجاندی تو این شقایق پژمرده را با چشمه ی محبّت خود آبیاری کردی و دوباره آه زندگی زیباست آرامش نگاه تو لحظه ها را پر می کند با تو من دیروزها را به قعر فراموشی می سپارم و فردا ها را به آغوش می پذیرم ای شهر زندگی با من باش وبگذار که بودن را لمس کنم آری نگاه تو هم چو دریای طوفان زده مرا به کام می کشد و هر بوسه ات شهابی ست در آسمان عشق من ...
2 آبان 1391

از "رویا زرین"

ملتهب در می گشایم نوازش آفرینش می رسد نرم نرمک بر گونه می وزد از خود می روم و از تنفس عشق رویینه باز می گردم ... "رویا زرین" ...
2 آبان 1391

چراغ های قرمز از "نزار قبانی"

وقتی که با منی دوست دارم از چراغ های قرمز رد شوم شوقی کودکانه دارم برای میلیون ها برگ جریمه و میلیون ها حماقت وقتی که دستت را در دست دارم دوست دارم تابلوهای شیشه ای عشق را بشکنم و اعلامیه های رسمی که درباره مصادره عشق سخن میگوند راپاره کنم . لذت بی پایان در این است در برخورد شیشه های شکسته با لاستیک ها ی ماشینم نزار قبانی ...
2 آبان 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد