تجربه ی من

از " آرش شفاعی"

هرشب مرده‌ای به خوابم می‌آيد و از خودكشی منصرفم می‌كند از جبر و اختيار می‌پرسم پيرمردی با صدایی پوسيده فریاد می‌زند : «اين‌ها بهانه‌‌ست، بيچاره!» به آزادی فکر می‌کنم جوانی كلاهش را می‌کشد روی سوراخ پيشانی‌اش و خون‌خنده‌اش توی صورتم می‌پاشد به تنهایی دست‌هایم خیره می‌شوم دختری كه رگش را زده، در چشم‌هايم زل می‌زند : «زنده بمان و به چنگش بیاور!»     آرش شفاعی ...
27 دی 1391

انتظار از "نیکی‌ فیروزکوهی"

تمام شب انتظارکشیده ام  تمامِ اینشب‌ها ...  منتظر بودهام تا بیایی  و چقدر دردناکاست اگر بدانی  برای یک نفر  دنیا خلاصهشده  در یک شب و یک زن  و مردی کهقرار است بیاید  نیکی‌ فیروزکوهی ...
27 دی 1391

فرار از "نیکی‌ فیروزکوهی"

  فرار از خانه  فرار از شهر  فرار از هیاهو  فرار از اندیشه‌هایِکور  روبه تنهایی ‌ روبه کویر  روبه شب‌هایِپر ستاره  و سکوت  سکوت    سکوت  و آغوشی کهدر تاریکی‌ به رویم باز شود  و آرام زیرِگوشم بگوید    پس سلامت کو ؟؟؟  " نیکی‌ فیروزکوهی" ...
26 دی 1391

ای بی‌تو من، خراب از " نصرت رحمانی"

ای بی‌تو من، خراب! شب بی‌تو خستهاست. ای بی‌تو من سراب   دیگر شتاب،توان را شکسته است. در من، منی به‌پاست،   اما نرفتهدلشده‌ای در عمیق خواب. جدایی، چه خیمه‌ای   در شهر بستهاست   اما . .. نرفته دلشده‌ای در عمیق خواب.   ای دیده‌ات شراب! جرعه نگاهی. ای بی‌تو دل خراب،تباهی . . . در کُنه من غمتو در این پُر ستوه شب   پرواز می‌کُند. در این شکسته شبچه سیاهی گرفته لرد.       ای بی‌تو من، خراب!   دستان باد   دیوارهایجدایی کشیده‌اند   در روی خاک.   این ظلم نیست؟   ای بی‌تومن، خراب!...
26 دی 1391

تعادل از "نیکی‌ فیروزکوهی"

آدم‌هایی‌ را کهزیاد دوستت دارند ، بیشتر دوست داشته باش و آنهاییرا که زود ترکت میکنند ، زودتر فــــــــــــــراموش کن زندگی‌ همیناست تعادل میانعشق و نفرت  تعادل میانبودن‌ها و نبودن ها تعادل میانآمدن‌ها و رفتن ها  زندگی‌ مرزی‌ست که میگذاری تا کسی‌ هستی‌ تو را نیست نکند مرزی برایآنهایی که می‌گویند " دوستت دارم " و " همیشه با تو خواهم ماند" نیکی‌ فیروزکوهی ...
25 دی 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد