تجربه ی من

از "کامران رسول‌ زاده"

نیستی که بریزمت روی عمیق‌ترین زخمم نیستی  که نمیرم ، نیستی ... از این‌همه زخم‌های خالی نه ، از این‌همه که نیستی ، مُردم کامران رسول‌ زاده ...
23 دی 1391

جاده های زمستان / نزار قبانی

وقتی که پشت فرمان نشسته ام و سرترا روی شانه هایم می گذاری ستارگاناز مدارشان می گریزند و آرامفرود می آیند تا برشیشه سرسره بازی کنند و ماه   فرود می آید تا بر شانه ات بنشیند دراینهنگام حرف زدن زیباست وسکوت هم. حتی گمشدن درجاده های زمستان و راههای پرت بی تابلو همدلپذیرست ... ...
22 دی 1391

از "فروغ فرخزاد"

    گاهی باید دروغ را راست پنداشت و گاهی راست را دروغ ! بی فریب خوردن ،زندگی سخت است...   فروغ فرخزاد ...
21 دی 1391

از مجموعه شعر کلاغمرگی از "لیلا کردبچه"

در دستم،   شاخه گلیبه رنگ غروب   در دهانم،   " پنجاه و سه ترانه یعاشقانه"ی شمس   در دلم،   چیزی که پنهانکردنش کار هر کسی نیست   چگونه طبیعی باشم؟ با این بی قراریبی مهار   و این دهانعاشقانه ی بی قرار،   که اگر دهانمرا ببندم   از چشم هایمسرریز می کند. پنجاه و سه ترانهی عاشقانه" - شعری از لیلا کردبچه   از مجموعهشعر کلاغمرگی ...
21 دی 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد