تجربه ی من

از کتاب "درس‌هایی کوچک در باب مقولاتی بزرگ" / لِشِک کولاکوفسکی

... زنی که دارای سلیقه ی نوکیسه هاست مانند درخت کریسمس به سرتاپایخود جواهر می آویزد، حال آنکه زن شیک پوش و خوش سلیقه در آرایش خود جانب احتیاط رارعایت میکند و از خودنمایی می پرهیزد. احتمالا همه به این نکته اذعان داریم که اعتدالعنصر ضروری برازندگی است.   مولفی، زیباو برازنده مینویسد که بتواند متن خود را از اضافات غیرضروری پاک کرده و مطلب را چنانبیان کند که خواننده صورت را یکپارچه شایسته ی محتوا بیابد و احساس کند که محتوا تاآنجا که موضوع اجازه میدهد، روشن و شفاف است. نقطه ی مشترک میان زن برازنده، مسابقهی برازنده ی فوتبال، کتاب برازنده ی تاریخی، ارتفاع برازنده ی بنا و دلیل برازنده یریاضی در کجاست؟   شاید...
1 بهمن 1391

از فیلم "آخرین سامورائی"

کاتسوموتو : توم ع تقدی یه انسانمیتونه سرنوشتش رو عوض کنه ؟   ناتان آلگرین: من اعتقاد دارم یه انسان خیلی کارا می تونه بکنه   تا زمانی که سرنوشتش در دستای خودشه .  از فیلم "آخرین سامورائی" ...
30 دی 1391

نگاه کن! از "احمد شاملو"

... نگاه کن   چه فروتنانهبر درگاهِ نجابت به خاک می‌شکند   رخساره‌ییکه توفان‌اش   مسخ نیارستکرد.   چه فروتنانه برآستانه‌ی تو به خاک می‌افتد   آن که درکمرگاهِ دریا   دست حلقهتوانست کرد.   نگاه کن   چه بزرگوارانهدر پای تو سر نهاد   آن که مرگشمیلادِ پُرهیاهای هزار شهزاده بود.   نگاه کن!     احمد شاملو ...
29 دی 1391

من خاطره نیستم از"نیکی‌ فیروزکوهی"

تو از گلویِ دنیابا من حرف می‌زنی تو از هرگوشه‌ ی این شهر مرا میخوانی ‌غروب که میشود رویِ هماننیمکتِ همیشگی‌ زیر هماندرختِ پیر کنارم می‌‌نشینی و با صدایسه تارِ پیرمردِ دوره گرد  نجوا میکنی‌ من خاطرهنیستم  همواره بودهام  همیشه درکنارت هستم نیکی‌ فیروزکوهی ...
29 دی 1391

از "عمران صلاحی"

نامت را بر زبان می آورم دریا بر من گسترده تر می شود دریایی که ادامه ی گیسوان توست کلامت را سرمه چشم می کنم آفتاب و ماه و ستارگان را در آب ها می بینم می خوانمت موجی بلند به ساحل می دود و دست می گشاید صدفی پلک می زند و تو در گیسوانت می تابی "عمران صلاحی" ...
29 دی 1391

موهای تو و عمر من / نزار قبانی

هر چه موهایت بلندتر ، عمر من بلندتر است گیسوان آشفته روی شانه هایت تابلویی از سیاه قلم و مرکب چینی و پرهای چلچله هاست که به آن دعاهایی از اسماء الهی می بندم ، می دانی چرا در نوازش و پرستش موهایت جاودانه می شوم ؟ چون قصه ی عشق ما از اولین تا آخرین سطر ، درآن نقش بسته است موهایت دفتر خاطرات ماست پس نگذار کسی آن رابدزدد ... ...
29 دی 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد