تجربه ی من

قول / نزار قبانی

قول دادم هنگامشنیدن نام تو با وقار باشم خواهشمی کنم از این قول و قرار، مرا معذور دار چون هروقت نام تو را شنیدم مثل پیامبران صبور بودم تا فریاد نزنم! ...
15 دی 1391

بوی یار از "نیکی فیروزکوهی"

زیاده خواه نیستم جاده‌ ی شمال یک کلبه ی جنگلی‌ یک میز کوچک چوبیبا دو تا صندلی کمی‌ هیزم کمی‌ آتش مه‌ِ جنگلی‌ کمی‌ تاریکی‌ِمحض کمی‌ مستی کمی‌ مهتاب برای حال بیشتر... چند نخِ سیگار و بوی یار و بوی یار و بوی یار     نیکی‌ فیروزکوهی ...
15 دی 1391

از کتاب ناتور دشت ( نگهبان دشت) از "سلینجر"

امیدوارم اگه واقعاً مُردم، یه نفر پیدا شه که عقل تو کله‌اش باشه و پرتم کنه تو رودخونه، یا نمی‌دونم، هر کاری بکنه غیر گذاشتن تو قبرستون. اونم واسه این‌که مردم بیان و یکشنبه‌ها گل بذارن رو شکمم و این مزخرفات. وقتی مُردی گل می‌خوای چی‌کار؟ از ناتور دشت/ سلینجر/ برگردان محمد نجفی ...
14 دی 1391

منتظرت می‌مانم از "سید علی صالحی"

منتظرت می‌مانم   هم از آنبيش   که عبورِثانيه از هزاره‌ی مرگ،   هم از آنبيش   که تحملِعلف در بارشِ تگرگ.     منتظرت می‌مانم   هم از آنبيش   که شمارشِبی‌حسابِ روز،   هم از آنبيش   که چند وچونِ هنوز.     منتظرت می‌مانم   می‌مانم تاآفتاب از مغربِ معجزه برآيد وُ   تکلمِ حيرتاز حلولِ درخت   سید علی صالحی ...
13 دی 1391

دریا از "رضا کاظمی"

شب. ماه. دریا   و ماهی‌گیریتنها؛ بی‌تور و بی‌قلاب .   آغوشت راباز کن دریا   خودت را می‌خواهماین‌بار . رضا کاظمی ...
13 دی 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد