آقا اجازه هست؟! از" ناهید کبیری"
آقا اجازه هست باز کنم پنجره ام را به سویوسوسه ی نور و چشم بدوزم به چشم زندگی از همین فاصله ی دور؟ آقا اجازه هست که یک روز از این سیصد و شصت و پنج عددروز خودم باشم؟ از هر چه نباید و باید رها باشم ؟ جاری تر از آفتاب بخوابم بهروی سبز علف فراتر از پرنده بنشینم بهروی شاخه های درخت با باد و کبوتر و ماهی _ ماهیان خوشبخت آفتابی _ با رودخانه و شرشر باران یکیشوم از هر چه ایست نکن نه جدا شوم؟ آقا اجازه هست خواب عشق ببینم و زندگی ام را بسپارم به آیههای بوسه و شهامت و...
نویسنده :
فرگل
15:1

