تجربه ی من

دوستت دارم از "پابلو نرودا"

نه دوباره‌ای دارم نه همیشه‌ای مردی فقیر در اشتیاق دوست داشتن نمی‌دانم کیستی اما دوستت دارم من "هرگز" ندارم زان رو که متفاوت بوده‌ام و به نام " عشق همیشه در تغییر" اعلام خلوص می‌کنم دوستت دارم و خوشبختی را به روی لب‌های تو می‌بوسم اکنون، بیا هیزم جمع کنیم و آتش را در کوهستان به نظاره بنشینیم. پابلو نرودا ...
13 مهر 1391

از "پرهام سرکشیکی"

خسته ام از زندگی چون یک ماهی کوچک که آرزو می کند قلاب ماهیگیر را در برکه ای که وزغ ها خدایی میکنند "پرهام سرکشیکی" ...
12 مهر 1391

کودکی در دستان تو از "نزار قبانی"

و من مانند کودکی در دستانِ اویم مانند پری که نسیم‌ می‌بردش برایم هفت ماه می‌آورد در دستانش برایم بقچه‌ای ترانه می‌آورد آفتابی می‌دهدم و تابستانی و دسته ای از چلچله‌ها نزار قبانی ...
12 مهر 1391

قطعه ای از كتاب"بارداری بی هنگام آقای میم" / محمدرضا مرزوقی

... بعد از سی و هفت سال زندگی حالا دیگر می دانست هرچه کمتر درباره دیگران بداند، شناختش نسبت به آنها کامل تر است. او حد و مرزها را رعایت می کرد. می دانست اگر از حد و مرز شناخت فراتر برود، دیگر در پیرامونش چیزی برای کشــف و شهود باقی نمی ماند. دوست داشت همیشه دور و اطرافش را در هاله ای از ابهام ببیند، خصوصاً آدم ها را. در زندگی اش فقط دو بار سعی در شکستن این حد و مرز کرده بود که هر دو بار هم با نومیدی مواجه شده بود. بعدها به این نتیجه رسید که شناخت کامل و دقیق هر انسانی که خــود نام آن را شناختی رئالیستی گذاشته بود، به ویران کردن تـــــــــصاویر زیبا و مقدسی که می توانیم از آن ها در ذهن خود بسازیم، نمی ار...
11 مهر 1391

دسته گ‍ُلی به طرح‌ِ دل از "اریش فرید"

باران‌ِ گرم‌ِ تابستان: وقتی كه قطره‌ای سنگین فرو می‌افتد برگ، به قامت به لرزه می‌افتد. دل‌ِ من نیز هر بار وقتی كه نامت بر آن فرو می‌افتد این‌سان به لرزه می‌افتد. اریش فرید (شاعر معاصر اتریش) (1988 ـ‌ 1921) Erich Fried ...
11 مهر 1391

زندگی از "حسین پناهی"

  میزی برایکار... کاری برای تخت... تختی برایخواب... خوابی برایجان... جانی برایمرگ... مرگی براییاد... یادی برای سنگ ... این بود زندگی...؟! زنده یاد حسینپناهی ...
10 مهر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تجربه ی من می باشد