گیسوانت از "پابلو نرودا"
مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم که گیسوانت را یک به یک شعری باید و ستایشی دیگران معشوق را مایملک خویش میپندارند اما من تنها میخواهم تماشایت کنم در ایتالیا تو را مدوسا صدا میکنند (به خاطر موهایت) قلب من آستانه ی گیسوانت را، یک به یک میشناسد آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم میکنی فراموشم مکن! و بخاطر آور که عاشقت هستم مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم موهای تو این سوگواران سرگردان بافته راه را نشانم خواهند داد به شرط آنکه، دریغشان مکنی ****** تو را چون گل سرخ نمک دوست نمیدارم یاقوت، میخک پیکان کشیده ی آتش زا: همانگونه که بعضی، چیزهای تیره و تار میپسندند من در خفا، میان سایه و ...
نویسنده :
فرگل
22:51

